روانشناسی رشد اخلاق و نقش اخلاق در روابط انسانی 1

مقدمه: در لغت نامه ی دهخدا «اخلاق» اینگونه معنا شده است:
علم اخلاق عبارتست از علم معاشرت با خَلق و آن از اقسام حکمت عملیه است و آنرا تهذب اخلاق و حکمت خُلقیه نیز نامند.
امیر نیک آئین در مقاله ی «اتیک» یا علم اخلاق می نویسد: اخلاق بر خلاف سیاست و حقوق، پدیده ای نیست که در مرحله ی معین تکامل اجتماع و هم زمان با وجود طبقات بوجود آید. موازین و معیارهای اخلاقی از جانب قوانین مصوب دولت ها حمایت نمی شود، بلکه نیروی افکار عمومی، نیروی سنت ها و آداب جاریه و عادت عمومی و قدرت تربیت از آنها نگاهداری می کند و ا حترام به آنها بر شالوده وجدان شخصی و خواست عامه و تأثیر افکار عمومی استوار است.
ادامه نوشته

عشق چیست و عاشق کیست

در طی طول قرن ها شکوفائی روابط بین انسان ها، شکوفائی عشق را بدنبال داشته است. ولی تا به حال تعریف واحدی از عشق بدست نیامده است و هر کسی عشق را از دریچه ی دیدگاه و ذهنیت خود تعریف و توصیف می کند. برای برخی، عشق یک دوستی عمیق و برای برخی عشق یک اقبال، توفیق و یک سعادت است. بهر صورتی که عشق تعریف شود، یک حقیقت جاودانی است که در تاریخ بشریت، وجود همیشگی داشته است. تا عشق نباشد انگیزه برای زندگی وجود ندارد و تا انگیزه نباشد امید به آینده میسر نیست.
کمبود عشق یکی از علل اساسی خشم و نفرت افراد است. شاید گزافه گویی نباشد اگر بگوییم که نیاز به عشق همانقدر لازم و ضروری است که نیاز به غذا است. عشق غذای روحی انسان می باشد، ولی اغلب انسان ها برداشت درستی از عشق ندارند، و آن را با پدیده های دیگر اشتباه می گیرند.
افزایش تعداد جدائی بین زوج ها، شمار افراد معتاد به مواد مخدر، تعداد زندانیان و خشونت ها در مدارس نشانه هایی از کمبود عشق و علاقه است.

ادامه نوشته