هفت شهر عشق را عطار گشت، ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم «مولوی»
در چند مقاله گذشته، روانشناسی غرب و عرفان شرق را قابل قیاس و موازنه سازی معرفی کردیم که البته از دو شیوه ی متفاوت به سیستم انسان سازی و رهایی از رنج و رسیدن به آرامش دست یافته اند و وعده کردیم که به معرفی منطق الطیر عطار که از متون منظم و سیستماتیک خودشناسی است بپردازیم، که چنین خواهیم کرد.
ولی ذکر مقدمه ای که مفهوم سلامت روان و رستگاری انسان را که نهایتاً منجر به آرامش «دل» می شود، نیز قدری موشکافی کند ضروری می نماید.
گام نخست موازنه سازی بین مفهوم سلامتی و بیماری در روانشناسی غرب و عرفان ایرانی است. بخصوص آگاه سازی آن دوستان که بدلیل عدم آشنایی با مفاهیم عمیق روانشناسی ممکن است چنین برداشت کنند، که فرهنگ ایرانی یک فرهنگ خود آزار و خود تخریب است و خوددوستی و مراقبت از «خویشتن» را مذموم می داند و نکوهش می کند و به انسانها می آموزد که در راه رسیدگی و مهر طلبی دیگران، خود را فدا کنند که این از ریشه امن باورها، تار عنکبوت آبرو داری و آبرو هراسی و مفهوم ظاهر و باطن شکل گرفته است.
در نگاهی دقیق تر به عرفان که عمیق ترین لایه اندیشه ورزی است و خود در عمل و در تئوری با لایه های سطحی فرهنگ مبارزه کرده است، مسئله «خوددوستی» و خودپذیری و خویشتن پروری های سالم، هم شناسایی و هم آموزش داده می شود. و اینگونه خودسازی و خود دوستی های «خوش خیم» در مکاتب روانشناسی غربی فقط در مکتب روانشناسی انسانگرا، طرح و ترغیب شده است.









